کارمندم. زندگی‌م رو می‌چرخونم و می‌تونم از هر تفریحی به خاطر تحقق رویاهام بگذرم. توی ثانیه ثانیه‌ روزهایی که سپری می‌کنم، هرگز از آرزوهام دست‌ نمی‌کشم. دلم جایی شبیه اینجا رو می‌خواست. چراغش رو روشن کردم. پس دستت رو به من بده و با من بیا...

  • خانه
  • /
  • آرشیو دسته‌بندی: سیاره‌ کوچک من
دیجی کالا

چرا استعفا از دیجی کالا یکی از سخت‌ترین تصمیم‌های زندگیم بود؟

تتصور کن شغل نسبتا خوبی داری؛ کارمند یه شرکت بزرگ و شناخته‌شده‌ای. حقوق بخور و نمیر، امکانات کافی، بیمه و امنیت شغلی نسبی، فضای امن و شاد و خلاصه همه چیزهایی که کارمند جماعت آرزوش رو داره، یک جا و در کنار هم داری. توی این میون فقط کافیه یه عکس از همکارهات توی اینستاگرام…

مهاجرت

ای کاش آدمی وطنش را…

ههمیشه وقتی حرفی از مهاجرت و رفتن و زندگی یه جای دیگه این دنیا بود، ته دلم یه چیزی یه جوریش می‌شد. اما اون حس هیچ‌وقت به اندازه‌ای نبود که باعث بشه حتی کوچک‌ترین اقدامی واسش انجام بدم. ته ته ذهنم فکر می‌کردم هنوز یه کارهایی اینجا دارم. هنوز اون حسی که برای رفتن باید…

وبلاگ نویسی

آرزوهای دست‌یافتنی

ففیلم‌هایی که هیچ‌وقت ساخته نشدند. داستان‌هایی که سال‌ها توی ذهن مرور شدن و هیچ‌وقت کسی اونا روی کاغذ نیاورد. سازهایی که گوشه‌ی اتاق خاک خوردند و همیشه نبود وقت کافی و کلاس‌هایی که فکر می‌کردیم گرون هستند، مانع نواختن‌شون شد. مهارت‌هایی که همیشه خواستیم یاد بگیریم‌ و حتی یکی دو بار سراغ کلاس‌هاش رو گرفتیم…