کارمندم. زندگی‌م رو می‌چرخونم و می‌تونم از هر تفریحی به خاطر تحقق رویاهام بگذرم. توی ثانیه ثانیه‌ روزهایی که سپری می‌کنم، هرگز از آرزوهام دست‌ نمی‌کشم. دلم جایی شبیه اینجا رو می‌خواست. چراغش رو روشن کردم. پس دستت رو به من بده و با من بیا...

وبلاگ نویسی

آرزوهای دست‌یافتنی

ففیلم‌هایی که هیچ‌وقت ساخته نشدند. داستان‌هایی که سال‌ها توی ذهن مرور شدن و هیچ‌وقت کسی اونا روی کاغذ نیاورد. سازهایی که گوشه‌ی اتاق خاک خوردند و همیشه نبود وقت کافی و کلاس‌هایی که فکر می‌کردیم گرون هستند، مانع نواختن‌شون شد. مهارت‌هایی که همیشه خواستیم یاد بگیریم‌ و حتی یکی دو بار سراغ کلاس‌هاش رو گرفتیم…